تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )
347
تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )
رنگ او از سختى برنگشته است ؛ فروتن است و از خاندانى بزرگ است ؛ سختى نديده است و شرمگين است ؛ با خرد و بردبار و استوار و پاكنژاد است ؛ نام پدر ، او را از نام خاندان ، بىنياز كرده است و نام خاندان او را از نام قبيله بىنياز ساخته است ؛ آزمودگى او رفتار او را استوار ساخته است ؛ رأى او مانند رأى بزرگان و كار او مانند كار نيازمندان است ؛ چابك دست و كوتاهزبان و آهستهسخن است ؛ مايهء آرايش خانه و ننگ دشمنان است ؛ اگر او را بخواهى تو را بخواهد و اگر نخواهى سخن نگويد ؛ ( چون با تو بود ) با چشمان گشاد بر تو خيره شود و دو گونهاش سرخ گردد و لبانش بلرزد و چون آهنگ او كنى تو را پذيره شود . » انوشروان اين صفات را بپسنديد و فرمود تا آن را در ديوانها بنوشتند . اين نوشته به ارث منتقل همىشد تا به خسرو پسر هرمزد رسيد . چون زيد اين صفت را بر نعمان فروخواند بر او گران آمد و به زيد گفت ، چندانكه فرستادهء خسرو آن را شنيد : « آيا در بزرگ چشمان سواد و ايران چيزى كه نيازمندى شما را برآورد نبود ؟ » فرستاده از زيد پرسيد : « بزرگ چشمان چه باشد ؟ » زيد گفت : « گاوان « 1 » . » پس زيد به نعمان گفت : « پادشاه با اين كار بزرگداشت تو را خواست و اگر مىدانست كه بر تو گران خواهد آمد هرگز آن را نمىنوشت . » نعمان دو روز ايشان را مهمان داشت و بعد به خسرو نوشت : « آنچه پادشاه مىخواهد نزد من نيست » ، و از زيد خواست كه نزد پادشاه عذر او را بازگويد . چون پيش خسرو بازگشتند زيد به فرستادهاى كه با او بود گفت : « آنچه از نعمان شنيدى به درستى به پادشاه بازگوى ؛ من هم به همان گونه كه تو گفتهاى خواهم گفت و چيزى به خلاف آن بر زبان نخواهم راند . » چون نزد خسرو رفتند زيد گفت : « اين نامهء اوست » و آن نامه را بر او خواند . خسرو گفت : « پس آنچه به من گفته بودى كجاست ؟ » زيد گفت : « من تو را گفته بودم كه ايشان زنان خود را از ديگران دريغ دارند
--> ( 1 ) - عين يا بزرگ چشمان نزد شعراى عرب صفت محبوبى است براى گاوهاى وحشى ( از نوع آنتيلوپ ) و مجازا براى زنان نيز به كار رفته است ( در قرآن صفت حور است : « حور عين » ) . حذف صفت وحشى از گاو در اينجا از روى سوء نيّت بوده است و از آن شرّى توليد گرديد .